«از سيمرغ عطار تا سيخط . . .»
نميدونم چرا يه عده از جووناي ايراني ـ شايدم همهي اونا ـ اينقده دنبال آخر خط ميگردن. هر كدوم سر يه خط رو ميگيرن، خيلي راحت و بعد ميرن تا به آخرش برسن. حالا تصور كن، توي اين مسير پر پيچ و خم «خط» هم اگه موفقيتي نصيب اونا بشه، زياد مهم نيست چراكه اونا هدف دارن و همه دنبال هدفشون دارن ميگردن!!! انگاري مسابقهي آخر خطه و هركسي بتونه زودتر از بقيه به آخر خط برسه موفقتره و برندست!!! درست مثل سيمرغ عطار . . . حالا اگه يكي باشه كه بخواد افسانهي سيخط رو بنويسه، بعيد ميدونم سي نفر رو پيدا كنه كه سالم به آخر خط برسن. «سيخطِ . . .»
×××
من عقيده دارم كه هميشه آخر خط بد نيست، يه وقتايي آخر خط يعني رهايي، يعني آزادي، يعني عشق، يعني سلام زندگي. . . يعني ـ بدرود شائوشنگ يعني ـ . . .! نميدونم چرا تصورش كه يه جوون ايراني بتونه از جايي مثل شائوشنگ در بره، با اون حصارهاي بلند نگهباناي مسلح و اون سيستم امنيتي قوي، تصوري غيرممكنه. اصولاً براي ما شائوشنگ آخر خطه زندگيه، شايد يكي از همون خطهايي كه گفتم به شائوشنگ ميرسه، اما براي يك مرد واقعي، شائوشنگ با اون تصورات وحشتناكش ميتونه اول خط هم باشه، مرد از شائوشنگ شروع ميكنه، سر خط رو ميگيره، اصلاً خودش خط رو با يه چكش كوچيك ميسازه و ميكنه، 17سال، حالا خيلي هم مهم نيست كه تو مسير اين خط از بين فاضلاب و گنداب متعفن زندان هم سينهخيز بگذري، مهم اينه كه آخر خط پرواز كني. . .
×××
اصلاً خط چيه؟ خط از به هم پيوستن دو نقطه در صفحه بوجود ميآد و ممكنه تا بينهايت ادامه پيدا كنه. به نظر من چند نوع خط داريم: 1
ـ خطي كه با اون مينويسيم و به نوع رايانهاي اون FONT گفته ميشه. اين خط خودش انواع مختلف داره و آخرش هم زياد مهم نيست.
2ـ خطي كه وسط جادهها و خيابونا كشيده ميشه و به وسيلهي اون قانون رو تو جامعه تزریق ميكنن. اين نوع خط خيلي مهمه چرا كه ناديده گرفتن اون بعضي وقتا بدجوري حال آدم رو ميگيره، حال كه چه عرض كنم جونت رو هم ممكنه بگيره. آخر اين خط در شرايط مختلف فرق ميكنه و به هرجايي ممكنه برسه. آخر اين خط يك نوع هدفه.
3ـ يه خط ديگه هم داريم كه رو زمين فوتبال ميكشن، اين خط يه جورايي فلسفيه، آخر نداره واگه دنبال آخرش بگردي تو دور افتادي، دور باطل، تسلسل، فقط وقتتو تلف كردي پس بهتره فقط بشيني و ببيني كه در چهارچوب اون خط چه اتفاقاتي ممكنه بيافته. اين خط يه مشخصه داره: تا وقتي ميتوني بازي كني كه داخل اون خط باشي و همه چيز خارج از محيط خط از اعتبار ساقطه. GAME OVER!. در محيط اين خط رعايت قانون الزاميه و ساكنان اين خط دوست ندارن كه از اون خط به هر دليلي خارج بشن.
4ـ يه خط ديگه هم هست كه آخرش خطرناكه. اون خطيه كه جناحهاي سياسي رو تفكيك ميكنه. خط چپ، خط راست، خط فلاني، خط X، خط Y، آخر اين خط رو هنوز به وضوح شناسايي نكردن، چونكه لاكردار مثل ويروس مدام در حال جهشه و هركسي دنبال آخر اون رفته ديگه برنگشته. اگه هم برگشته لنگ و لوچ و چفت و چلاق
5ـ يه خط ديگه هم هست كه واحده. اين خط بليطيه و آخر اون بايد پياده شد. به نوع جدید این خط میگن BRT و الزاماً نیازی به ارائه بلیط نیست.
6ـ دو خط هم هستند كه هميشه با همند و هيچوقت به هم نميرسن مگه تحت شرايطي خاص. دو خط موازي، وقتي يكي نباشه اون يكي هم نيست. اين دو خط تا بينهايت هستي ادامه دارن و شايد هم در انتهاي زمان به هم برسند، جايي كه همه به هم ميرسن. اگه كسي بتونه آخر اين خط رو پيدا كنه احتمالاً مُرده. خيليها عقيده دارن اگه آخر اين دو خط به هم برسن مساوي ميشه با فاجعه. تصورش رو بكن، مثل اين ميشه كه دو ريل قطار اون آخرا به هم برسن.
7ـ يه خط ديگه هم هست كه هميشه خر تو خره، خط موبايل. انواع قسطي و نقد داره و شارژی و دائم. آخر اين خط آدم هميشه سرسام ميگيره. No response to paging، the mobile set is off، مشترك مورد نظر و . . . از ابزار حالگيري اين نوع خطه.
8ـ اما مهمترين خط، خط زندگيه: همون چيزي كه همه امتدادشو گرفتن و دربهدر دنبال آخرش ميگردن. بعضيها كه به ادعاي خودشون آخر اين خط رو پيدا كردن، اين كشف بزرگ رو به انحاء مختلف نشون ميدن: خودكشي، سيگار كشي، و هزار جور «كشيدن» ديگه. . . اما خود اين خط نه ديده ميشه نه كشيده ميشه. فقط از روي امواج مغناطيسي زندگي رديابي ميشه. گاهي هم سيم داره و اصطلاح «سيم آخر» احتمالاً يه تيكه سيمه كه اون آخراي خط از گوشه و كنارا بيرون زده و همه آخر خط به اين سيم ميزنن... البته خود سيم تعاريف و مصارف زيادي داره كه در حيطه اين بحث نيست اما به انحاء مختلف به درد آخر خطيها ميخوره... ؟
خطوط ديگهاي هم وجود داره كه به علت اهميت كمتراز بحث خارجه.
×××
كلاً از بين خطوط ياد شده هيچ خطي وجود نداره كه بتونه آدم رو مطلقاً از زندگي مأيوس كنه. به هركدوم از اين خطوط كه نگاه ميكني تازه ميفهمي كه ميشه فيلمشون كرد و به ريش همشون خنديد. من عقيده ندارم كه آخر خط زندگي هميشه بد باشه، آخر همه چيز رو خود مون ميسازميم. ما به مطلوب يك كار ميگيم: آخرشه. . . پس هميشه آخر بد نيست و هميشه آخر خط شكست نيست. پس بايد با يك ديد ديگه زندگي رو لمس كنيم: خدايي آخرشه. . .