تبليغاتX
موعود: درد نوشته های یک کودک زمینی - نماز بارون

يادش به خير
وقتي مردم آبادي بيرون از ده
صف مي گرفتند به نماز بارون
رو به قبله نياز
ما كه بچه بوديم و هنوز هستيم
كنار صف نمازگزارا چمباتمه مي زديم و تخمه كدو مي شكونديم
حالا ما خودمون محتاج بارونيم
اما نماز بارون بلد نيستيم
يه بار كه نماز خونديم
نمي دونم كدوم ركعتش رو بلد نبوديم و اشتباه خونديم
شايدم قبله رو عوضي گرفتيم
كه حالا داريم حسرت خشكسالي رو مي خوريم
آخه بارون كه نميشه گفت يه طوفاني اومد كه همه دار و ندارمون رو از ما گرفت
قديما حسرت بارون رو مي خورديم حالا حسرت خشكسالي

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 فروردین1385ساعت 21:18  توسط من و موعود  |