تبليغاتX
موعود: درد نوشته های یک کودک زمینی - می خواستم در آغوش بگیرمت
چه زیبا باشی چه زشت

چه تردید داشته باشی و چه برایت مهم باشد

پیش از آنکه فراموشم کنی و یا که بمیری

درونت را برایم بگشا

می خواستم در آغوش بگیرمت

****

چه روسپی باشی چه خواهر روحانی

چه ضعیف باشی چه قوی

پیش از آنکه خاک گورت کنده شود

می خواستم در آغوش بگیرمت

****

چه فکر کنی لش هستی و یا فکر کنی گناهکار

یا اینکه کاملا برایت بی اهمیت باشد

حتی اگر برایت اهمیت ندارد که من چه فکر می کنم

حتی اگر بدجنس باشی

حتی اگر دنیایت نمی داند که من وجود دارم

می خواستم بگیرمت

می خواستم در آغوش بگیرمت

***

چه من شیرین ترین افسوست باشم

چه بدترین خاطره

چه داده یا فروخته شده باشم

همیشه مال تو بوده ام

****

می خواستم در آغوش بگیرمت

تا به خود آیم

و در چشمانت به خود آیم

می خواستم بگویم که از تو دلگیر نیستم

می خواهم که مرا فشار دهی

می خواهم که مرا در آغوشت فشار دهی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مرداد1385ساعت 18:6  توسط من و موعود  |